السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

415

تفسير الميزان ( فارسي )

( البته اين جهت كه مىگوييم جهت نوعى است نه شخصى ، به اين معنا كه متوسط از زنان در خصوصيات كمالى ، و ابزار تكامل بدنى عقبتر از متوسط مردان هستند ) . سخن ساده تر اينكه : هر چند ممكن است ، يك يا دو نفر زن فوق العاده و همچنين يك يا دو نفر مرد عقب افتاده پيدا شود ، ولى به شهادت علم فيزيولوژى ، زنان متوسط از نظر دماغ ( مغز ) و قلب و شريانها و اعصاب و عضلات بدنى و وزن ، با مردان متوسط الحال تفاوت دارند ، يعنى ضعيفتر هستند . و همين باعث شده است كه جسم زن لطيفتر و نرمتر ، و جسم مرد خشن تر و محكمتر باشد و احساسات لطيف از قبيل دوستى و رقت قلب و ميل به جمال و زينت بر زن غالبتر و بيشتر از مرد باشد و در مقابل ، نيروى تعقل بر مرد ، غالبتر از زن باشد ، پس حيات زن ، حياتى احساسى است ، هم چنان كه حيات مرد ، حياتى تعقلى است . و به خاطر همين اختلافى كه در زن و مرد هست ، اسلام در وظائف و تكاليف عمومى و اجتماعى كه قوامش با يكى از اين دو چيز يعنى تعقل و احساس است ، بين زن و مرد فرق گذاشته ، آنچه ارتباطش به تعقل بيشتر از احساس است ( از قبيل ولايت و قضا و جنگ ) را مختص به مردان كرد ، و آنچه از وظائف كه ارتباطش بيشتر با احساس است تا تعقل مختص به زنان كرد ، مانند پرورش اولاد و تربيت او و تدبير منزل و امثال آن ، آن گاه مشقت بيشتر وظائف مرد را از اين راه جبران كرده كه : سهم ارث او را دو برابر سهم ارث زن قرار داد ، ( معناى اين در حقيقت آن است كه نخست سهم ارث هر دو را مساوى قرار داده باشد ، بعدا ثلث سهم زن را به مرد داده باشد ، در مقابل نفقه اى كه مرد به زن مىدهد ) . و به عبارتى ديگر اگر ارث مرد و زن را هيجده تومان فرض كنيم ، به هر دو نه تومان داده و سپس سه تومان از آن را ( كه ثلث سهم زن است ) از او گرفته و به مرد بدهيم ، سهم مرد دوازده تومان مىشود ، براى اين كه زن از نصف اين دوازده تومان هم سود مىبرد . در نتيجه ، برگشت اين تقسيم به اين مىشود كه آنچه مال در دنيا هست دو ثلثش از آن مردان است ، هم ملكيت و هم عين آن ، و دو ثلث هم از آن زنان است ، كه يك ثلث آن را مالك هستند ، و از يك ثلث ديگر كه گفتيم در دست مرد است ، سود مىبرند . پس ، از آنچه كه گذشت روشن شد كه غالب مردان ( نه كل آنان ) در امر تدبير قوى ترند ، و در نتيجه ، بيشتر تدبير دنيا و يا به عبارت ديگر ، توليد به دست مردان است ، و بيشتر سودها و بهره گيرى و يا مصرف ، از آن زنان است ، چون احساس زنان بر تعقل آنان غلبه دارد ، ( و ما انشاء اللَّه در ذيل آيات ارث توضيح بيشترى در اين باره خواهيم داد ) ، اسلام علاوه بر آنچه كه گذشت تسهيلات و تخفيفهايى نسبت به زنان رعايت نموده ، كه بيان آن نيز گذشت .